ناگفته‌های «فرزاد بادپا» نیروی خدماتی حرم شاهچراغ ؛ از راز یک فیلم چند ثانیه‌ای + تصاویر

ناگفته‌های «فرزاد بادپا» نیروی خدماتی حرم شاهچراغ ؛ از راز یک فیلم چند ثانیه‌ای + تصاویر   یکشنبه شب گذشته فیلمی از حادثه حمله تروریستی به حرم مطهر شاهچراغ(ع) منتشر شد که نشان می‌دهد فردی با شجاعت تروریست حاضر در حرم را متوقف می‌کند.     ساسان عزیزی روزنامه نگار سیاسی و اجتماعی”تلفن بوق می‌خورد.

کد خبر : 12021
تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 مرداد 1402 - 15:00

ناگفته‌های «فرزاد بادپا» نیروی خدماتی حرم شاهچراغ ؛ از راز یک فیلم چند ثانیه‌ای + تصاویر

 

 

 

ساسان عزیزی روزنامه نگار سیاسی و اجتماعی”تلفن بوق می‌خورد. آن طرف خط، همان جوانی است که از دوشنبه ۲۳ مرداد تا همین امروز، مردم ایران یک فیلم چند ثانیه‌ای که او قهرمان بی‌چون و چرایش بود را بار‌ها و بار‌ها دیده‌اند؛ وقتی در شاهچراغ مرد جوان با دست خالی به تروریست مجهز به اسلحه کلاشینکف حمله می‌کند و جانی از خدا بی‌خبر را قهرمانانه به خاک می‌کشد. که اگر نبود این همه ایثار، معلوم نبود حالا باید عزادار چند زائر شاهچراغ می‌بودیم.

 

 

مردم از وقتی شنیدند ناجی شاهچراغ، نیروی خدماتی حرم بوده، در ذهن‌شان بار‌ها او را تجسم کردند. دستش را بوسیده‌اند. به او افتخار کرده‌اند. خواستند این جوان جلوی چشم‌شان بود و از او می‌پرسیدند نترسیدی مرد؟!

 

آن‌ها که هم سن و سال این جوان خدماتی هستند، هر بار که فیلم را دیده‌اند خودشان را جای او گذاشتند. اگر آن شب در شاهچراغ بودند چه می‌کردند؟ فرار می‌کردند مبادا تیر این جانی آن‌ها را نشانه بگیرد؟

 

هر طوری دو دوتا چهارتا می‌کنند جوانمردی او با منطقشان جور در نمی‌آید. مردی که نظافتچی حرم است، حتماً در زندگی‌اش هزار تا بالا و پایین و گرفتاری دارد، اما چه می‌شود با دست خالی به آغوش معرکه‌ای می‌رود که از دست دادن جان، قابل پیش‌بینی‌ترین خروجی‌اش است.

 

همه اینهاست که مرا در این چند روز خسته نکرد از تلفن‌های پی‌در پی با مسئولان آستان شاهچراغ تا بالاخره مجوز صحبت با این جوان شیرپاک خورده را بگیرم و همه سؤال‌ها را از او بپرسم.

 

 

«فرزاد بادپا» نیروی خدماتی حرم شاهچراغ؛

 

چند باری با خودش هم کلام شدم. ما را چه حاجت به دیدن که سادگی و بی‌ریا و بی‌ادعا بودن از صدایش می‌بارید. در چند بار تماس تلفنی و تا زمان گفت وگو  شش دانگ حواسش جمع بود مبادا پیش ما بدقول شود.

 

گفت و گویمان با «فرزاد بادپا» را از همان ثانیه‌ها شروع می‌کنم؛ همان ثانیه‌های نفس‌گیر که می‌پرسم خیلی‌ها می‌خواهند بدانند چه اتفاقی افتاد که اینطور قلندروار زیرخم این جانی را گرفتید؟ نترسیدید؟ شما که اسلحه نداشتید. دست خالی بودید! ‌

 

جانی اسلحه به دست از فاصله ۲۰۰ متری

 

با صدای گرفته جواب‌مان را می‌دهد. با همه خستگی خودش را رسانده به تشییع پیکر شهدای شاهچراغ. دلش پیش آن خادم محاسن سفید است. پیش حاج «غلام حسین عباسی» که هر وقت او را می‌دید یک خسته نباشید بابا! نثارش می‌کرد؛
«من شغلم نظافت حرم هست آبجی! تمیزکاری صحن، شست و شو، جارو. هر کاری که به خدمات مربوط می‌شود انجام می‌دهم. آن شب هم طبق معمول سر پُست بودم. یک دفعه صدای وحشتناکی شنیدم. صدای تیراندازی بود. جلوتر رفتم دیدم یک حرامی کلاش به دست دارد تیراندازی می‌کند و می‌دود. اصلاً باورم نمی‌شد فکر نمی‌کردم بعد از آن حمله، دیگر کسی جرات کند اینطوری با اسلحه وارد شاهچراغ شود. در فاصله ۲۰۰ متری این تروریست بودم که دیدم به یک زائر خانم شلیک کرد و خون از بدن این خانم جاری شد.»

یکشنبه شب گذشته فیلمی از حادثه حمله تروریستی به حرم مطهر شاهچراغ(ع) منتشر شد که نشان می‌دهد فردی با شجاعت تروریست حاضر در حرم را متوقف می‌کند.
تلفن بوق می‌خورد. آن طرف خط، همان جوانی است که از دوشنبه ۲۳ مرداد تا همین امروز، مردم ایران یک فیلم چند ثانیه‌ای که او قهرمان بی‌چون و چرایش بود را بار‌ها و بار‌ها دیده‌اند؛ وقتی در شاهچراغ مرد جوان با دست خالی به تروریست مجهز به اسلحه کلاشینکف حمله می‌کند و جانی از خدا بی‌خبر را قهرمانانه به خاک می‌کشد. که اگر نبود این همه ایثار، معلوم نبود حالا باید عزادار چند زائر شاهچراغ می‌بودیم.

 

مردم از وقتی شنیدند ناجی شاهچراغ، نیروی خدماتی حرم بوده، در ذهن‌شان بار‌ها او را تجسم کردند. دستش را بوسیده‌اند. به او افتخار کرده‌اند. خواستند این جوان جلوی چشم‌شان بود و از او می‌پرسیدند نترسیدی مرد؟!

 

آن‌ها که هم سن و سال این جوان خدماتی هستند، هر بار که فیلم را دیده‌اند خودشان را جای او گذاشتند. اگر آن شب در شاهچراغ بودند چه می‌کردند؟ فرار می‌کردند مبادا تیر این جانی آن‌ها را نشانه بگیرد؟

هر طوری دو دوتا چهارتا می‌کنند جوانمردی او با منطقشان جور در نمی‌آید. مردی که نظافتچی حرم است، حتماً در زندگی‌اش هزار تا بالا و پایین و گرفتاری دارد، اما چه می‌شود با دست خالی به آغوش معرکه‌ای می‌رود که از دست دادن جان، قابل پیش‌بینی‌ترین خروجی‌اش است.

همه اینهاست که مرا در این چند روز خسته نکرد از تلفن‌های پی‌در پی با مسئولان آستان شاهچراغ تا بالاخره مجوز صحبت با این جوان شیرپاک خورده را بگیرم و همه سؤال‌ها را از او بپرسم.

 

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

https://javanankohgiluyehboyerahmad.ir/